پیچک ها سلامت می کنند

شاخ و برگ یاس در روبه رویت زانو زده اند

برگ ها سنگفرشی زیبا زیر پایت نهاده اند

اوستا آن گونه نوشته :

 آب می شویم ...

من هم آب می شوم

تا شاید کودکیم را بخشکانم

زمانی که با خاک گلویم سوتکی ساخته بودم

سوتک که هیچ

سرنا ساخته بودم

 رو در روی یاسها و پیچکها بر گلویم با گلویم می دمیدم

و برگها می رقصیدند

من نیز هم