پیچک ها سلامت می کنند
شاخ و برگ یاس در روبه رویت زانو زده اند
برگ ها سنگفرشی زیبا زیر پایت نهاده اند
اوستا آن گونه نوشته :
آب می شویم ...
من هم آب می شوم
تا شاید کودکیم را بخشکانم
زمانی که با خاک گلویم سوتکی ساخته بودم
سوتک که هیچ
سرنا ساخته بودم
رو در روی یاسها و پیچکها بر گلویم با گلویم می دمیدم
و برگها می رقصیدند
من نیز هم
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان ۱۳۸۶ ساعت توسط کینگ
|