یک فرهنگ هم برای چشمان ِ تو می نوشت
این روز ها که به زوال رفته ام
نمی فهمم چه می گویی
به جانت که جانم است و از جانت جان می گیرد قسم
...
وقتی از صبر خودت می گذری