"غم ِ دنیا

هر روز

پیله می کند

تو

حد اقل !

پروانه شو . . ."

ف.ح


بخشش ِ چندم تو  ِ ؟

توبه ی چندم من  ِ ؟ 


تو از هر راهی که بری 

می رسی . . .



ایران ، ایران ، ایران

خون

و

مرگ

و

عصیان

...


به هوس شکست

همه چیز

بی چاره بود ، دلم !


دستانت , لبهایت , این دیدار
همه معجزه بود
چشم انتظارم
که عصای نبوتت فراز شود . . .


کمی تجاوز کن به من

خشن ، محکم و بی وقفه

گاهی اوقات

خیلی بی دردم !

آتش ِ سده ی من تویی

داغ ِ داغ ِ داغ

که سرما را می رانی از من

آتش و تپش و گرمی هواهایم

داغ ِ داغ ِ داغ

تویی !

دلم نگاهت را می خواهد

همان  هایی که یکباره

به آتش می کشد

خاکستر می کند

به گ . . . می دهد

نمی آیی ؟

جیب هایم دیگر دستانم را یاری نمی کنند 

سرد ِ سرد ِ سردند !

آنها هم فهمیده اند جای دست هایت خالیست

جیب ها هم شاید عاشق می شوند . . .