این پست  فقط یک هدیه است  برای کسی که

تولدش دو روز پیش مبارک شده است.

و هیچ ربطی با پست های پیشین ندارد

تمام.

نگاهت می‌كنم

هنوز در پیچ و تاب جاده‌ها در راهی

نگاهت می‌كنم

هنوز آجرها را با دستان نه چندان بزرگت بر می‌داری

نگاهت می‌كنم

هنوز گیسوانت با باد‌های پاییزی بر هم می‌خورد

نگاهم را كه برمی‌گردانم

تو آجرها را چیده‌ای

دیوار نه‌ ، قلعه‌ای ساخته‌ای

و بربلندای آن

تولدت را به من چشمك می‌زنی

مانند یک ستاره...