پس از چند روز می نویسم

پس از چندین روز می نویسم

 

می نویسم از تمام و کمال

از مهمان نوازی و مهمان آزاری

از جای خالی رفتن و از خلاص شدن...

 

مردمان این شهر

 به چشم هایشان سایه ی صداقت کشیده اند

سرخاب پاکی به صو رت دارند

تن پوششان بوی مهربانی پخش می کند

و نگاهشان تو را به کریم زیستن عودت می دهد

 

بادی که نخل ها را می رقصاند

با خود

بوی نیاکان را می آورد

صبح هایی که هنوز رب النوع در راه است

در  ِ خانه هایشان را با آبی زلال می شویند

شاید مهمانی غریبه برسد  

که مبادا گردی بر روی رخسار مهمان بنشیند...

 

چه خوش است کریم زیستن ...

 در دیار کریمان کرمانیان...