آتش ِ سده ی من تویی
داغ ِ داغ ِ داغ
که سرما را می رانی از من
آتش و تپش و گرمی هواهایم
داغ ِ داغ ِ داغ
تویی !
|
دلم نگاهت را می خواهد
همان هایی که یکباره
به آتش می کشد
خاکستر می کند
به گ . . . می دهد
نمی آیی ؟
|
جیب هایم دیگر دستانم را یاری نمی کنند
سرد ِ سرد ِ سردند !
آنها هم فهمیده اند جای دست هایت خالیست
جیب ها هم شاید عاشق می شوند . . .
|
چشمانم می سوزد
در آتش ِ لب هایت
نا مروت
لا اقل
لبی تر کن . . .
|
به دکمه های باز ِ یقه ام خیره شدی
منم به نگاه های بی رحمانه ی تو به دکمه ها ;
این بی عرضه گی ام بود
که دکمه ها را بست و محجوب شد . . .
|
این صدای همان سازیست
که پدران ِ ما
سی و اندی سال پیش
نواختند و اکنون
گوش هایشان را می گیرند !
...
|
لام تا کام ِ سکوتت را دوست دارم
وقتی
چشمانت
را به لبانم دوخته ای . . .
|
طبق روال سالیان گذشته
مراسم بزرگ دف نوازی , توسط بزرگ ترین گروه دف نوازان ایران
به مناسبت ولادت حضرت علی ( ع)
+ کرمان - ماهان - آستانه ی مقدس حضرت شاه نعمت الله ولی
+ پنج شنبه , بیست و ششم ِ خرداد ماه ِ نود
ساعت 9 صبح



|